۲۶ مهر ۱۳۰۱ – ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
ابراهیم گلستان نویسنده، کارگردان، مترجم، عکاس و روزنامهنگار معاصر و از تأثیرگذارترین شخصیتهای ادبی و هنری ایران است که در اغلب هنرها، دستی بر آتش داشته و حرفی برای گفتن. از او عکسهای اجتماعی، آثار مستند و سینمایی، کتابهای متعدد و نقدها و مقالات بسیاری منتشر شده است. «مد و مه» و «آذر، ماه آخر پاییز» از جمله آثار اوست.
ابراهیم گلستان یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات معاصر ایران محسوب میشود. او در نویسندگی، سبک ویژهی خود را دارد که وامدار فعالیتهای او در حوزههای مختلف هنری، مطالعات و پژوهشهای او در سبکشناسی و آشناییاش با زبانهای خارجی است. سبک نوشتن او را گاه مشابه و الهامگرفته از شیوهی نویسندگی ارنست همینگوی میدانند و گاه، شاعرانگی سعدی را در آثار او مییابند.
نوشتههای گلستان اغلب نثری موزون و آهنگین دارند و نوعی موسیقی در پس کلماتش شنیده میشود. آثار ابراهیم گلستان به باور بسیاری، تأثیراتی عمیق بر سیر تحول نثر ادبی در ایران گذاشتهاند. در بیشتر قصههای دههی سی گلستان، سرخوردگی انسانهایی که زمانی آرزوهای بزرگی در سر داشتند و برای آن آرزوها مبارزه میکردند، به خوبی قابل مشاهده است. بین انتشار «آذر، ماه آخر پاییز» (که اولین کتاب گلستان است) تا «خروس»، از ابراهیم گلستان چهار مجموعه داستان و دو داستان بلند نیز منتشر شده است.
ابراهیم گلستان در سال 1326 اولین داستانش را با نام «به دزدی رفتهها» در ماهنامهی مردم منتشر کرد. این داستان بعدها در مجموعهی «آذر، ماه آخر پاییز» منتشر شد. او در همین دوران داستانهایی را از ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر و آنتون چخوف ترجمه کرد و آنها را در یک مجموعه به چاپ رسانید. از میان آثاری که گلستان ترجمه کرده است، میتوان به «زندگی خوش کوتاه فرنسیس مکومبر» نوشتهی ارنست همینگوی، «هکلبری فین» اثر مارک تواین، «دون ژوان در جهنم» اثر جورج برنارد شاو و «مارکس و خلاصهای از اصول مارکسیسم» نوشتهی ولادیمیر ایلیچ لنین اشاره کرد.
از آثار ابراهیم گلستان
کتاب آذر، ماه آخر پاییز: آذر، ماه آخر پاییز به ظاهر مجموعهای از داستانهای کوتاه با بنمایهی ترس و اضطراب است و ماجراهایی متفاوت را شرح میدهد. اما میان آن ماجراها، نوعی ارتباط وجود دارد که این داستانهای کوتاه را مانند رمانی، به هم پیوسته است؛ رمانی که از زبان افراد مختلف، با زاویهی دیدهای متفاوت بیان شده است. این مجموعه داستان شرح مبارزه، شکنجه و مرگ در دههی 1320 است و در فضایی متأثر از شکست حزب توده پس از خروج نیروهای شوروی، شکست قیام افسران خراسان و از هم پاشیدن سازمانها و نهادهای نمایندهی حزب در شهرستانها نوشته شده است.