غلامحسین ساعدی با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز مینوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامهنویسان زبان فارسی بهشمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشه سیاسی از پیروان جلال آل احمد بهشمار میرفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست.
ساعدی نخستین داستانهایش را همچون بسیاری از داستان نویسان نوپای سده بیستم، در تمام دنیا تحت تأثیر ادبیات کلاسیک روسیه نوشت. مجموعه داسـتانهای کـوتاهی که در شب نشینی باشکوه گردآوری و منتشر شده، نشان میدهد که نویسنده، آنها را در آغاز راه نویسندگی خود، ساخته و پرداخته است. داستانهای کوتاه شب نشینی با شکوه متاثر از نویسندگانی، چون آنـتون چـخوف و فیودور داسـتایوفسکی نوشته شدهاند.
غلامحسین ساعدی از جمله نویسندگان چیرهدستی بهشمار میرود که با قدرت تخیل و زبان قصه، توانست داستانهایی زیبا و ماندگار خلق کند. به نظر بسیاری از کارشناسان، کتاب عزاداران بیل توصیفی روانکاوانه و ژرفنگرانه جامعه ایران در آن دوران است که شاهکار ذهن خلاق ساعدی و در واقع اوج آفرینشهای ادبی او تلقی میشود.
ساعدی تمام تلاش خود را برای ثبت لحظههای زندگی مردمش به کار میبست. نخستین اثر داستانی مطرح غلامحسین ساعدی عزاداران بیل بود. این مجموعه شامل هشت قصه به هم پیوسته است که تمام قصهها در روستایی به نام «بیل» میگذرد. این اثر از نظر تکنیک داستاننویسی، اوج کارهای ساعدی به شمار میرود و نشان دهنده پختگی و مهارت وی در ابعاد و در هماهنگی میان تکنیک و مضمون است؛ داستانی نمادین که نویسنده در قالب نماد به ارایه مهمترین دیدگاههای خود پرداخته است و از نظر مضمون در بردارنده جدیترین افکار ساعدی درباره عقبماندگی فکری و فرهنگی مردم است.
داستان بلند «غریبه در شهر» دیگر اثر ساعدی از نظر نـثر و سـاختار، حرف تازهای برای گفتن ندارد. این داستان بلند و کشدار جلوه میکند و از زیرکیهای روانکاونمایانه ساعدی در این داستان نشانه چندانی به چشم نمیخورد. گور و گهواره (داستان)، واهمههای بینام و نشان (داستان)، ترس و لرز (داستان)، توپ (رمان)، تا تار خندان (رمان)، چوب به دستهای و رذیل (نمایشنامه)، عافیتگاه، گاو (فیلمنامه)، شناخت خویشتن (ترجمه) از دیگر آثار غلامحسین به شمار میرود. باید یادآور شد که دیگر آثار ساعدی، چندان درخشان نیستند و آنچه بیش از همه باعث شهرتش شده، «عزاداران بیل» است و نمایشنامههایش در دیگر آثارش نیز مضامین، عقبماندگیها، سستی و واماندگی قشر روشنفکر، تصویر جریان مکرر و پوچ زندگی و… دیده میشود.