محمد طرزی افشار، شاعر ایرانی عهد شاه عباس دوم و شاه صفی، در اوایل سدۀ یازدهم و به سال ۱۰۶۰ق در روستای طرزلوی ارومیه دیده به جهان گشود. وی علوم ابتدایی را در زادگاه خود فراگرفت و پس از آن به ارومیه رفت و در آن شهر به تکمیل دانش خود پرداخت و اندک زمانی بعد از آن راهی قزوین و سپس اصفهان شد و به دربار شاه صفی و پس از آن به مجلس شاه عباس دوم (۱۰۳۸-۱۰۷۷ق) راه یافت.
طرزی افشار شاعری است غزلسرا و بخش عمدهای از دیوان او شامل غزلیات است. رباعی و قصیده و قطعه و مثنوی و ترجیعبند نیز از دیگر قالبهای شعری است که طرزی افشار در آنها طبعآزمایی کرده است. او همچنین اشعاری در مدح شاه عباس دوم صفوی و بحر طویلی در ستایش صفویان و بیان شرح حال خود دارد. شیوۀ طرزی در انتخاب واژگان منحصر به خود اوست؛ بدین نحو که وی از اسمها و کلمات مختلف، مصادر و افعال جعلی جدیدی ساخته و در اشعار خود مکرر از آنها بهره برده است تا آنجا که تخلص «طرزی» را ناشی از گرایش او به این طرز نو میدانند. بسامد بالای کلمات و عبارات و جملات ترکی نیز از دیگر ویژگیهای سبکی شعر طرزی است. او از زمرۀ شاعران طنزپرداز است که گاه در اشعار او معانی عرفانی و اخلاقی نیز دیده میشود.
طرزی مبتکر طرزی نوین در سخنسرایی بود. بدیعهگو و ظرافتجو بود و در اشعار خود مصادر و ترکیبهای جعلی بهکار میبرد. در برخورد نخست با شعر و شیوهٔ طرزی، خواننده کمی احساس غریبی میکند و حتی ممکن است شعر را نامفهوم و شاعر را ناچیره انگارد؛ اما پس از انس و اُختشدن، معلوم میشود که شاعر، با چیرگی و در عین حال با قانونمندی اقدام به ساختن مصدرهای ساختگی و صیغههای جعلی میکند. چنانکه خودش گفته : گر چه طرزِ نو اختراعیدم جانبِ نظم را مُراعیدم